خرید بک لینک
من به معجزه‌ی شعر اعتقاد دارم، به این‌‌‌‌که ساعت‌‌ها حرف و حرف و حرف را می‌شود خلاصه کرد در یک بیت یا حتی یک مصرع! حالا این روزها و این ساعت‌ها و این حالِ من بی‌خودم که دارد دست و پا میزند خودش را پیدا کند و کاغذ پشت کاغذ سیاه می‌کند و جدول کنار جدول می‌کشد و می‌نویسد که چنین و چنان و این‌طور و آن‌طور، تشنه‌ی تکرار بی‌امان همین یک مصرع است که راه‌ها و جاده‌ها گشوده است پیش از این... چند سال پیش وقتی هدف پشت هدف نشانه گذاری می‌کردم و معجزه‌وار برایم هموار می‌شدند ته ذهنم همین یک مصرع موسیقی متن آادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 16:06

روزهای بی‌باران(امین بهروزی)/ تماشاخانه شهرزاد – مرداد و شهریور 97تا کجا می‌شود تن داد به جبر زمانه؟! به روزگاری که بر وقف مراد پیش نمی‌رود. می‌خواهد خودش تک‌و‌تنها برای تو، برای همه تصمیم بگیرد. اگر انتخابی هم در کار باشد چه بله و چه نه، چیزی غیر از یک بازی دوسرباختِ تمام عیار نیست. یک دو راهی پیش پایت می‌‌گذارند و رویش برچسب می‌زنند که تو حق انتخاب داری، که در حقیقت نداری! تو تا ته زمین پیش می‌روی، یا از زمین بیرون گذاشته می‌شوی یا برمی‌گردی به نقطه‌ی صفر، صفر مطلق! روزهای بی‌باران حکایت همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 16:06

نگاهی به فیلم "هرگز می‌تونی منو ببخشی؟"لی ایزراییل نویسنده‌ای است که پیش از این چند کتاب در زمینه‌ی بیوگرافی از وی به چاپ رسیده است. کتاب‌ها در زمان خود موفق بوده‌اند اما حالا زندگی روی خوشش را از وی برگردانده و کتاب‌هایش با تخفیف هفتادوپنج درصدی هم خریداریاری ندارند و در کتابعرضهی‌ها خاک می‌خورند. فیلم هرگز می‌تونی منو ببخشی؟ مقطعی از زندگی لی ایزراییل را روایت می‌کند که همه‌ی درها به روی او بسته شده و در هجوم مشکلات گرفتار آمده است. در شرایطی که مشکلات دوره‌اش کرده‌اند و موقعیتش دست‌کمی از سقوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 16:06

نگاهی به فیلم "هرگز میتونی منو ببخشی؟"لی ایزراییل نویسندهای است که پیش از این چند کتاب در زمینهی بیوگرافی از وی به چاپ رسیده است. کتابها در زمان خود موفق بودهاند اما حالا زندگی روی خوشش را از وی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

چقدر غر داریم این روزها؟ چقدر شاکی هستیم؟ چقدر همه دنبال گوشِ شنوا میگردیم؟ نه هر شنوندهای، نه! دنبال یکی از آنهایی که صاحب سخن را چنان سر ذوق میآورند که یکی یکی لایههای پنهان وجودت را کنار میزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: جمعه 5 بهمن 1397 ساعت: 14:00

از ژاله و مهران میشود ساعتها حرف زد، نوشت، تخیل کرد... از عاشقانهی غریبشان، از قصهای که هر دو به انتظار نشستهاند تا به پایان برسد؛ پایانی که نه انکارش میکنند و نه با تکرار، تلخی دوچندان را بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: جمعه 5 بهمن 1397 ساعت: 14:00

من به معجزهی شعر اعتقاد دارم، به اینکه ساعتها حرف و حرف و حرف را میشود خلاصه کرد در یک بیت یا حتی یک مصرع! حالا این روزها و این ساعتها و این حالِ من بیخودم که دارد دست و پا میزند خودش را پیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: جمعه 5 بهمن 1397 ساعت: 14:00

روزهای بیباران(امین بهروزی)/ تماشاخانه شهرزاد – مرداد و شهریور 97 تا کجا میشود تن داد به جبر زمانه؟! به روزگاری که بر وقف مراد پیش نمیرود. میخواهد خودش تکوتنها برای تو، برای همه تصمیم بگیرد. اگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: جمعه 5 بهمن 1397 ساعت: 14:00

یک اتفاق ساده مقدمهای میشود برای یک بازی هولناک. همهچیز ساده به نظر میرسد، اما فقط به نظر میرسد. "تو از اون آدمهایی هستی که اتفاقا رو بهوجود میارن یا اتفاقا براشون پیش میاد!؟"جوابی که به این سوال داده میشود چندان مهم نیست، همه چیز از پیش نوشته شده و درست و دقیق پیش میرود. نه فرصت رها کردنِ مسیر از پیش تعیین شده را میدهد و نه اهرمی به اسم "قدرتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:49

 دیور در حد یک ایده باقی میماند و از ایدهی "مشارکت و تعامل مستقیم با مخاطب" فراتر نمیرود و اتفاقا تنها بخشی از نمایش که میتوان با آن اندکی همراه شد، همان ورود مخاطب به صحنه است اما حداقل در روزی که من به تماشای اجرا نشستم،  مخاطبانی که برای بازی در نقشها وارد صحنه میشدند به دلیل ضعفهایی که در شخصیتپردازی اولیهی نمایش وجود دارد نمیتوانستندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:49

برفا: ببین این یک کتابه پر از راز و رمز و عشق و درد... نادر: اینکه اینطوری کتابو میزده توی دستم شبیه به هامون بود ها! برفا: خب عمدا این کارو کردم! نادر: هامونبازی؟ برفا: عاشقشم... نادر: صبر کن یک لحظه! چشماتو ببند... دستتو بیار... برفا: آخی... درست عین مهشید و هامون! برچسبها: ایتالیاایتالیا, هامونادامه مطلب

برچسب: اینجوری,اینجوری, نویسنده: ماهان امیری تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 20:00

فقط تو رو میخوام اما باز هم باید دوریتو تحمل کنم... کاش می دونستی قلبم با چه دردی به سوی تو کشیده می شه... فقط برای تو دلم تنگِ تنگه... اما بازم باید صبر کنم... من به نفرت از خودم معتاد شده بودم، برای تو همیشه عاشق بودم... حرفمو قبول داری؟ من فقط فرصتی میخواستم که اوضاع رو یه جوری درست کنم که خوشحال بشی از دیدن من... می دونستم منو صدا زدی تا بهم ثابت کنی تمام اون چیزی که کم داشتم تو بودی... برچسادامه مطلب

برچسب: تنها, نویسنده: ماهان امیری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 18:49

یادداشتی بر فیلم تقاطع میلر(جوئل و ایتن کوئن) اولین تصویری که با شنیدن واژهی دوئل به ذهن میآید، بهطور معمول فیلمهای وسترن هستند. دو مرد با چکمهها و جلیقههایی از جنس چرم با کلاههای لبهدار بلند در انتظار به پایان رسیدن شمارش معکوس و شلیک گلوله به سمت هم هستند. اما این بار لوکیشن این دوئل را ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 15:27

" من از دوست داشتن، فقط لحظهها را میخواستم" بار دیگر، شهری که دوست میداشتم(نادر ابراهیمی) مردی در دل حفره سنگی رازی را زمزمه میکند. در میان گذشته، حرفی که نه شنیده میشود و نه قرار است که شنیده شود. در دل گذشته دفن میشود؛ شاید واقعیت باشد و یا با بخشی از خیالاتش، درست همچون گفتهی پروست خاطرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 15:27

گزارش روایت کیارستمیست از چرخهی پایانناپذیر و پرتکرار روزمرگیها. یک روایت دقیق که هر چقدر هم زمان بگذرد جزییات بیشتری را میتوان از میان آن بیرون کشید، اما در ورای نگاه دقیق، لحن گزنده و نمایش جزییات بدون کوچکترین تلاشی برای کاهش تلخی آن، وجه پدرانه شخصیت کیارستمی در تار و پود فیلم نفوذ کرده اسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان امیری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 15:27

صفحه بندی